X
تبلیغات
رایتل
جواب سؤال آدینه تبیان پنجشنبه10 مرداد ماه 87

سؤال: چرا گاهی کسی که گناهش چند لحظه بیشتر طول نکشیده باید تا ابد مجازات شده و در جهنم باقی بماند؟ این نابرابری از چیست؟ برای یافتن به بخش دین و اندیشه مراجعه کنید

جواب :

 نابرابری گناه و مجازات؟!در اینجا یک علامت سوال بزرگ در فکر هر شنونده‎اىن ترسیم مىشود که این نابرابرى میان گناه و مجازات چگونه در کار خدا ممکن است؟ چگونه مى‎توان پذیرفت که انسان تمام عمر خود را که حداکثر 80 یا 100 سال بوده کار خوب یا بد کرده است ولى میلیون‎ها میلیون سال و بیشتر، پاداش و کیفر ببیند؟!


البته این مطلب در مورد پاداش چندان مهم نیست، زیرا بخشش و پاداش هر چه بیشتر باشد نشانه فضل و کرم پاداش دهنده است، بنابراین جاى ایراد و خرده‎گیرى نیست .
اما در مورد کار بد و گناه و ظلم و کفر این سؤال هست که چگونه عذاب جاودانه در برابر گناه محدود با اصل عدالت خدا سازگار است؟


کسى که دوران طغیان و سرکشى و تجاوزش حداکثر از یکصد سال تجاوز نمى‎کند چرا همیشه باید در آتش ‍ و مجازات شکنجه ببیند؟!
آیا عدالت ایجاب نمى‎کند که یک نوع تعادل در اینجا برقرار گردد و مثلا صد سال (به اندازه اعمال خلافش) کیفر ببیند؟!
پیچیدگى پاسخ این اشکال سبب شده که بعضى به فکر توجیه آیات خلود بیفتند و آنها را طورى تفسیر کنند که مجازات جاودان که به عقیده آنها بر خلاف اصل عدالت است از آن استفاده نشود.


براى توضیح این بحث باید به سه اصل توجه کرد:


1- مجازات ابدى و جاویدان. این نوع مجازات منحصر به کسانى است که تمام روزنه‎هاى نجات را به روى خود بسته‎اند و عالماً، عامداً غرق در فساد و تباهى و کفر و نفاق گشته‎اند، سایه شوم گناه تمام قلب و جان آنها را پوشانیده، و در حقیقت به رنگ گناه و کفر در آمده‎اند همانگونه که در سوره بقره آیه 81 مى‎خوانیم: " بَلى مَن کَسب سیِّئَةً وَ أَحَطت بِهِ خَطِیئَتُهُ فَأُولَئک أَصحَب النَّارِ هُمْ فِیهَا خَالِدُونَ؛ آرى کسى که مرتکب گناهى گردد و آثار آن تمام وجود او را احاطه کند، چنان کسى اهل دوزخ است و جاودانه در آن خواهد ماند.


2- این اشتباه است که بعضى خیال مى‎کنند که مدت و زمان کیفر باید به اندازه مدت و زمان گناه باشد، زیرا رابطه میان گناه و کیفر رابطه زمانى نیست بلکه رابطه کیفى است یعنى مقدار زمان مجازات تناسب با کیفیت گناه دارد نه مقدار زمان آن. مثلا کسى ممکن است در یک لحظه دست به قتل نفس بزند و طبق پاره‎اى از قوانین محکوم به زندان ابد گردد، در اینجا مى‎بینیم زمان گناه تنها یک لحظه بوده در حالى که مجازات آن گاهى 80 سال زندان خواهد بود. بنابراین آنچه مطرح است کیفیت است نه کمّیت گناه از نظر زمان .


3- گفتیم مجازات‎ها و کیفرهاى رستاخیز بیشتر جنبه اثر طبیعى عمل و خاصیت گناه دارد و به عبارت روشن‎تر، رنج‎ها و دردها و ناراحتی‎هائى که گناهکاران در جهان دیگر مى‎کشند اثر و نتیجه اعمال خود آنها است که دامانشان را فرا مى‎گیرد در سوره یس، 54 مى‎خوانیم: "فَالْیَوْمَ لا تُظلَمُ نَفْسٌ شیْئاً وَ لا تجْزَوْنَ إِلا مَا کُنتُمْ تَعْمَلُونَ؛ امروز (روز رستاخیز) به هیچ کس ستم نمى‎شود و جز اعمال خود شما جزائى براى شما نیست!


و در سوره جاثیه،33 می‎فرماید: "وَ بَدَا لهَُمْ سیِّئَات مَا عَمِلُوا وَ حَاقَ بهِم مَّا کانُوا بِهِ یَستهْزِءُونَ"؛ اعمال بد آنها در برابر آنان آشکار مى‎گردد و آنچه را به باد مسخره مى‎گرفتند بر آنها وارد مى‎گردد.


و در بخشی از آیه 84 سوره قصص می‎فرماید:"... فَلا یجْزَى الَّذِینَ عَمِلُوا السیِّئَاتِ إِلا مَا کانُوا یَعْمَلُونَ"؛ به آنها که کار بد انجام دادند جزائى جز اعمال آنها داده نمى‎شود.
پس از ذکر این مقدمات سه‎گانه حال باید جواب را دریابیم.
فرض کنید کسى بر اثر مصرف کردن پى در پى مشروبات الکلى در مدت یک هفته گرفتار زخم معده شدید شود. چندان که مجبور باشد تا آخر عمر با این درد بسازد و رنج برد، آیا این برابرى میان عمل بد و نتیجه آن بر خلاف عدالت است؟ حال اگر عمر این انسان به جاى 80 سال، یکهزار سال و یا یک میلیون سال باشد؛ باید به خاطر یک هفته هوسرانى یک میلیون سال رنج ببرد آیا این بر خلاف اصل عدالت است در حالى که قبلا وجود این خطر در میگسارى به او اعلام شده، و عاقبت آن نیز براى او توضیح داده شده است .


و نیز فرض کنید کسى دستورات و مقررات رانندگى را که به کار بستن آنها مسلماً به نفع عموم و موجب کاهش  تصادف و ناراحتی‎هاى ناشى از آن است، به دست فراموشى بسپارد و به اخطارهاى مکرر دوستان عاقل گوش فرا ندهد و حادثه در یک لحظه کوتاه به سراغ او بیاید و چشم یا دست و پاى خود را در حادثه از دست بدهد، و به دنبال آن ناچار شود سالیان دراز رنج نابینائى و بی‎دست و پائى را تحمل کند آیا این پدیده، هیچگونه منافاتى با اصل عدالت پروردگار دارد؟!


آیا این امور که همه از آثار اعمال است هیچگونه منافاتى با اصل عدالت دارد، در حالى که مساوات و برابرى در میان کمّیت این عمل و نتیجه آن موجود نیست؟
پس نتیجه مى‎گیریم:


هنگامى که پاداش و کیفر، نتیجه و اثر خود عمل آدمى باشد مسئله مساوات و برابرى از نظر کمّیت و کیفیت مطرح نخواهد بود. اى بسا عمل به ظاهر کوچکى(از نظر کمّی) که اثرش یک عمر محرومیت و شکنجه و ناراحتى است و اى بسا کار ظاهراً کوچکى(از نظر کمّی) که سرچشمه خیرات و برکات براى یک عمر خواهد بود. بنابراین هنگامى که گناه و کفر و طغیان و سرکشى سراسر وجود انسانى را احاطه کرد و تمام بال و پرهاى روح و جان او در آتش بیدادگرى و نفاق سوخت چه جاى تعجب که در سراى دیگر براى همیشه از نعمت پرواز در آسمان بهشت محروم گردد و همواره گرفتار درد و رنج این محرومیت بزرگ باشد.آیا به او اعلام نکردند، و او را از این خطر بزرگ آگاه نساختند؟!
آرى ... پیامبران الهى از یک سو، و فرمان خِرد از سوى دیگر، به او آگاهى لازم را دادند. آیا بدون توجه و اختیار دست به چنان کارى زد و چنان سرنوشتى پیدا کرد؟ نه، از روى علم و عمد و اختیار بود.آیا جز خودش و نتیجه مستقیم اعمالش این سرنوشت را براى او فراهم ساخت؟ نه، هر چه بود از آثار کار خود او بود.بنابراین نه جاى شکایتى باقى است و نه ایراد و اشکال به کسى، و نه منافاتى با قانون عدالت پروردگار دارد.


منبع : http://tebyan.net/index.aspx?pid=68421&KEYWORD=+%22%da%af%d9%86%d8%a7%d9%87%22


لینک مسابقه : http://tebyan.net/index.aspx?pid=824&questionType=7